کشف بزرگترین غار (تک شاخه ای) دنیا در ویتنام

کشف بزرگترین غار (تک شاخه ای) دنیا در ویتنام

(نمای دهانه ی غار سان دونگ از داخل غار)

 

بررسی های جدید نشان می دهد، غار عظیمی که اخیرا در جنگلهای دورافتاده ی ویتنام کشف گردیده، بزرگترین غار (تک شاخه ی)* جهان می باشد. غار "Son Doong" با دارا بودن ابعاد 80 * 80 متر در اکثر نقاطش، رکورد جهانی قبلی را شکست. این رکورد پیش از این متعلق به غار "ِDeerِِ" در قسمت مالزیایی جزیره ی Borneo بود.

غار "ِDeer" دارای ابعاد 91*91 متر است اما طول آن فقط 1 کیلومتر است. اما در مقابل، کاوشگران در غار "سان دونگ" که در پارک ملی هاکی بنگ واقع شده است، 4.5 کیلومتر پیشروی کردند، این میزان پیشروی، قبل از این بود که آنان بواسطه ی سیلابهای فصلی متوقف شوند و کاوشگران بر این باورند که این معبر طولانی تر می باشد.

"آدام اسپیلین"، عضو تیم 13 نفره ی اکتشاف، از انجمن کاوش غار انگلستان که در کاوش این غارعظیم شرکت داشته، اضافه می کند: ابعاد این غار در یک بازه ی 1600 متری از طول مسیر به بیش از 140*140 متر می رسد.

اسپیلین جزو اولین گروه از دو گروهی بوده که وارد غار شده اند. تیم وی، پیمایش معبرغار را تا یک دیواره با ارتفاع 45متر دنبال کرده اند.

اسپیلن می گوید:" طول این غار در حال حاضر 6.5 کیلومتر است ولی معبر اصلی این غار ادامه دارد. مانعی که در ادامه قرار دارد، یک دیواره (از جنس کلسیت یعنی سنگ آهک بلوری) است به ارتفاع 45 متر که باعث توقف کاوش گردید."

تیم دومی که داخل غار شدند، به دلیل سیل مجبور به بازگشت شدند. او می گوید: ما سال آینده باز خواهیم گشت و دیواره را صعود می کنیم و به کاوش قسمتهای جلوترغار ادامه می دهیم.

(*: غار تک شاخه ای به غاری اطلاق می گردد که دارای شاخه های فرعی نیست و تنها یک راهروی اصلی دارد.)

 

(وای عجب جایی! در این عکس، داخل غار شبیه مینیاتوری از یک دره با عظمت و با شکوه است)

جزئیات بیشتر

یک کشاورز محلی که دهانه ی ورودی غار را چندین سال پیش پیدا کرده است، در ماه آوریل، تیم انگلیسی-ویتنامی را به غار راهنمایی کرد. این تیم یک رودخانه ی زیرزمینی پیدا کرد که در 2.5 کیلومتر اول این غار آهکی جاری می باشد، همچنین استلاگمیتهایی با ارتفاع بیش از 70 متر در این غار دیده می شود. تیم مشترک انگلیسی-ویتنامی در نیمه ی آوریل این اکسپدیشن غارنوردی را در 5 روز اجرا کرده اند. این تیم برای رسیدن به دهانه ی غار می بایست 6 ساعت در دل جنگل پیاده روی می کردند. همچنین آنها برای رسیدن به معبر اصلی غار مجبور شدند که از دو رودخانه ی زیرزمینی عبور کنند و برای رسیدن به تالار بزرگ غار، فرود بروند.

 

(جریان آب در بزرگترین غار دنیا)

 

کاوشگران برای نقشه برداری این غار از دستگاههای اندازه گیری لیزری استفاده کرده اند

"اندی اویس" رئیس اتحادیه ی بین المللی غار شناسی است. این اتحادیه یک مجمع ذیصلاح جهانی است که در فرانسه قرار دارد. او می گوید: فناوری نوین این اجازه را داده که غارها با دقت بسیار بالا (میلیمتر) اندازه گیری شوند. با دستگاههای اندازه گیری لیزری(مانند LaserRace 300)، ابعاد غار بسیار دقیق تعیین می شود. این روش موجب می شود اندازه های قبلی غارها  کمتر شوند، به این دلیل که در سالهای گذشته ما ابعاد را تخمین می زدیم و این تخمین ها، دست بالا گرفته می شد و زیاد برآورد می شد.

با اینکه اویس در نقشه برداری این غار شرکت نداشته اما پذیرفته که طبق یافته های جدید، غار سان دونگ، رکورد قبلی را که متعلق به غار"دیر" بود، شکسته است. او اظهار می کند:" این یکی در ویتنام بزرگتر است". با این حال این غارنورد انگلیسی هنوز ادعای کشف بزرگترین تالارغار در جهان یعنی تالار "Sarawak " در  " Borneo" را دارد. او در این مورد می گوید: " این تالار، واقعا بزرگ است. در حقیقت ممکن است رکوردش شکسته نشود. اندازه ی این تالار سه برابر استادیوم " Wembley "  در لندن می باشد.

(غار سان دونگ در این عکس "سحر آمیز" به نظر می آید)

پر سروصدا و مخوف

پیش از اکسپدیشن غارنوردی انگلیس به این منطقه، "سان دونگ" که در بین غارهای زیرزمینی آهکی واقعا باشکوه است، به نوعی از کشف شدن، گریخته بود. "اسپیلین" عضو تیم اکسپدیشن می گوید:" نوع زمین آن منطقه از ویتنام بسیار صعب العبور است. غار خیلی غیر قابل دسترس می باشد. این غار به طور کامل در جنگل پنهان شده است و شما نمیتوانید هیچ چیزی راجع به آن در Google Earth ببینید. او با استناد به نرم افزار 3-D Glob اضافه می کند: " شما در این نرم افزار هم باید به غار خیلی نزدیک باشید تا بتوانید آن را پیدا کنید." او میگوید:" حتما در اکسپدیشن های قبلی که در این منطقه انجام شده، افراد از چند صد متری دهانه غار عبور کرده اند بدون اینکه آن را پیدا کنند."

افراد تیم بازگو کرده اند که مردم محلی درباره ی غار می دانسته اند اما از کاوش درون آن بسیار هراس داشته اند.

اسپیلین می گوید:" این غار دارای جریان آب بسیار زیادی است و شما می توانید از ابتدای ورودی آن صدای رودخانه ی داخل غار را بشنوید، به دلیل وجود این  رودخانه ی خروشان، در دهانه ی ورودی غار به طرز وحشتناکی باد شدید و سرو صدای مخوف به بیرون ساتع می شود."

 

(عظمت-شکوه-هیبت)

آیا غارهای بزرگتری منتظر کشف شدن هستند؟

یکی از مهمترین نگرانی های این تیم غار نوردی وجود "هزار پاهای سمی" ای بود که در "سان دونگ" زندگی می کنند. همچنین بر طبق گفته های اسپیلین، این کاوشگران به میمونهایی برخوردند که برای تغذیه از حلزونها، از طریق سقف، وارد غار می شوند.

نور خورشید تا حدود 300 متر جلوتر از دهانه ی ورودی غار پیشروی می کند و بدیهی است که میمونها قادرند از طریق سقف به داخل و خارج بروند. در بازگشت مجدد به غار در سال آینده، یک زیست شناس جهت تحقیق در رابطه با حیات وحش زیر زمینی، تیم را همراهی خواهد کرد.

اندی اویس، اضافه می کند که قریب به یقین، غارهای بزرگتری در جهان وجود دارند که هنوز کشف نشده اند و آنها منتظرند که توسط ما انسانها کشف گردند. او می گوید: " این موضوع واقعیتی خارق العاده در مورد غارنوردی است ". او اضافه می کند:" برای نمونه عکسهای ماهواره ای به غارهایی بزرگتر از غار سان دونگ در جنگلهای انبوه آمازون، اشاره می کنند."

مترجم: عرفان فکری

نویسنده: James Owen

منابع: National Geographic News  و  dance with shadows 

بلندترین قلل جهان

بلندترین قلل جهان (14قله بالای 8000 متر)

بخش اول:

من همواره از منظره ی تلاقی کوهستانهای سر بر افراشته از روی زمین با ابرهای بسیار زیبا، لذت برده بودم. اما هرگز حس کنجکاوی برای تحقیق و دانستن این نداشتم که بلندترین قلل کوهها کدام هستند، مردم آن قلل را چه می نامند، یا اینکه ارتفاع دقیق آنها چقدر است. دراینجا، برای آنهایی که نمی دانند، فهرست بلندترین 14 قله ی جهان به همراه جزئیاتی از هر یک ارایه گردیده است.

14- Shishapangma (شیشا پانگما) که به طور کامل در داخل خاک کشور چین(در تبت مرکزی) قرار دارد و در زبان تبتی به معنای "قله ای بر فراز دشتهای پوشیده از چمن" می باشد. بلندترین قله ی کوهستان شیشا پانگما 8013 متر ارتفاع دارد.

13- Gasherbrum II (گاشربروم 2)(همچنین با نام K4 نیز شناخته می شود) در مرز بین پاکستان و چین واقع شده است و بخشی از رشته کوههای گاشربروم می باشد. این قله در منطقه ی قراقروم در هیمالیا قرار دارد و ارتفاع آن بالغ بر 8035 متر است.

12- Broad Peak (برود پیک)(همچنین با نام K3 نیز شناخته می شود) بخشی از همان رشته کوههای گاشربروم است و فقط 8 کیلومتر با قله ی مشهور K2 فاصله دارد. مردم محلی به این قله را "Faichan Kangri"(فیچن کنگری) مینامند. ارتفاع این قله 8047 متر می باشد.

11- Gasherbrum I (گاشربروم 1) (همچنین با نام K5 نیز شناخته می شود) در منطقه ی قراقروم در هیمالیا واقع شده است و در همان رشته کوههای گاشربروم جای گرفته است. "قله ی پنهان" نامی است که کوهنوردان روی این قله گذاشته اند ومردم محلی  آن را rgasha""(گاشا) می نامند به معنای "کوهستان زیبا". این قله دارای ارتفاع 8080 می باشد.

10- Annapurna (آناپورنا) مجموعه ای از قلل می باشد که ارتفاع بلندترین آنها به 8091 متر می رسد. این قله که در مذهب هندو به "خدایگان حاصلخیزی و زراعت" منسوب است، بخشی از منطقه ی حفاظت شده با وسعت 7629 کیلومتر مربع در کشور نپال می باشد. با توجه به میزان تلفات کوهنوردان صعود کننده به این قله که حدود 40 درصد می باشد، برخی این کوه را مرگبارترین کوهستان بر می شمارند.

9- Nanga Parbat (نانگا پاربات) در زبان اردو به معنای "کوهستان برهنه" می باشد. همچنین به "کوهستان قاتل" نیز شهرت دارد. دلیل این نام گذاری این است که در نیمه اول قرن بیستم تعداد زیادی از کوهنوردانی که قصد داشتند این صعود سخت را انجام دهند، جان خود را از دست داده اند. ارتفاع این قله 8126 متر می باشد.

8- Manaslu (ماناسلو) در منطقه ی Gorkha (گورخا) واقع در Mansiri Himal که بخشی از هیمالیا در نپال است، جای گرفته است. ماناسلو دارای خط الراسهای طولانی، یخچالها و چشم اندازهایی با شیب زیاد می باشد. بلندترین قله آن دارای ارتفاع 8163 متر است.

7- Dhaulagiri (دائولاگیری) "کوهستان سفید" بخشی از رشته کوههای هیمالیا می باشد که در شمال غربی Pokhara (پُخارا) درناحیه ی شمال نپال مرکزی قرار گرفته است. ارتفاع آن به 8167 متر می رسد.

6- Cho Oyu (چو اُیو) "الهه ی فیروزه" در 20 کیلومتری غرب کوه اورست قرار دارد، این کوه در رشته کوههای هیمالیا و در مرز بین چین و نپال می باشد. با وجود اینکه این قله 8201 متر ارتفاع دارد ولی به دلیل شیب نه چندان زیاد آن، اکثر کوهنوردان آن را آسان ترین صعود هشت هزار متریها می دانند.

5- Makalu (ماکالو)یک کوه منفرد واقع در 22کیلومتری شرق کوه اورست است و شکلی شبیه به یک هرم چهار وجهی دارد. به عنوان یکی از سخت ترین کوهها برای صعود، مطرح شده و دلیل آن شیب بسیار زیاد و تیغه های تیز خط الراس آن می باشد. ارتفاع قله 8462 متر است.

4- Lhotse (لوتسه) برای کوهنوردان یکی از مشهورترین کوهها است. به این دلیل که اتصال مستقیم به کوه اورست دارد و از طریق گردنه جنوبی با اورست مجاورت دارد وهمچنین اینکه جبهه وحشتناک جنوبی کوه لوتسه یکی از بزرگترین جبهه های پرشیب کوهستانهای جهان می باشد.(این جبهه، تنها با 2.25 کیلومتر فاصله ی افقی بالغ بر 3.2 کیلومتر افزایش ارتفاع دارد). این قله 8516 متر ارتفاع دارد.

3- Kangchenjunga (کنچنجونگا) "پنج جواهر برفی" سومین قله بلند جهان است و به همراه چهار قله ی دیگر مجاور خود، شامل 5 قله می باشد  که همگی آنها بالای 8450 متر هستند. این کوه کاملا از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب با رشته کوههای عظیم احاطه شده است. رشته کوههای Kangchenjunga دارای شکلی مانند یک حرف X خیلی بزرگ هستند. ارتفاع این قله به 8586 متر می رسد.

2- K2(کیتو) در قسمت شمالی کشور پاکستان و در منطقه قراقروم در هیمالیا واقع شده است. به خاطر نام مستعارش یعنی "کوهستان وحشی" مشهور است. شهرت آن به این خاطر است که از هر 4 نفری که قصد صعود به این قله را داشته اند، 1 نفر جان باخته است. این کوه دومین کوه مرگبار جهان است. ارتفاع قله ی آن 8611 متر است.

1-   Everest(اورست)به طور رسمی، با ارتفاعی بالغ بر 8848 متراز سطح دریا،  بلندترین قله ی جهان محسوب می گردد. صعود به قله اورست زیاد مشکل نیست، ولی این بدان معنی نیست که هر کسی می تواند آن را انجام دهد. برای صعود به اورست، علاوه بر ابزار و وسایل مورد نیاز،کمکهای تخصصی که ارزان هم نیستند، ضروری می باشد. تا به حال 210 نفر از افرادی که قصد صعود به اورست را داشته اند، جان خود را در این راه از دست داده اند. اکثر آنها در منطقه ی موسوم به "منطقه ی مرگ" که شرایط آن به شدت بحرانی است(میزان اکسیژن برای حیات انسان کافی نیست) جان باخته اند.

 

بخش دوم:

همه ی 14 قله ی بالای هشت هزار متر جهان در منطقه ی قراقروم در رشته کوههای هیمالیا واقع در قاره آسیا، قرار گرفته اند. بر اساس آمار سایت www.everestnews.com فقط 14 کوهنورد تا به حال توانسته اند که هر 14 قله را با موفقیت صعود نمایند که اسامی آنها به ترتیب اتمام صعودهایشان عبارتند از: رینهولد مسنر (ایتالیا)، جرزی کوکوچکا (لهستان)، ایهارت لورتان (سوئیس)، کارلوس کارسولیو (مکزیک)، کریزیستوف ویلیکی (لهستان)، جوئان اویارزابال (اسپانیا)، سرجیو مارتینی (ایتالیا)، پارک یونگ سوک (کره)، هنگ گیل اوم (کره)، آلبرتو اینوراتیگی (اسپانیا)، هان ونگ یونگ (کره)، اد ویستورس (آمریکا)، آلن هنکس (انگلیس) و سیلویو ماندینلی (ایتالیا).

 

 

((جدول اطلاعات قلل))

 

ردیف

نام قله

موقعیت

ارتفاع(متر)

اولین صعود کنندگان

تاریخ اولین صعود

1

اورست*

نپال/تبت

8850

ادموند هیلاری از" انگلیس" وتنزینگ نورگی از" نپال"

29 می 1953

2

کیتو

پاکستان/چین

8611

لاسدلی و کامپگنونی از "ایتالیا"

31 جولای 1954

3

کنچنجونگا

نپال/هند

8586

باند، براون، هاردی و استراتر از "انگلیس"

25 می 1955

4

لوتسه

نپال/تبت

8516

لاشسینگر و ریس از "سوئیس"

18 می 1956

5

ماکالو

 نپال/تبت

8462

کاوزی، تری، فرانکو، مگنون-جیالتسن، باویر، کوپه، لروکس و ویالت از "فرانسه"

15 می 1955

6

چو اُیو

 نپال/تبت

8201

تیچی و ژاکلر از "اتریش" و پاسانگ  داوالاما از "نپال"

19 اکتبر 1954

7

دائولاگیری

نپال

8167

شلبرت، فورر، دیمبرگر و دینر از "سوئیس" و نایما دورجی  و ناوانگ دورجی از "نپال"

13 می 1960

8

ماناسلو

نپال

8163

ایمامیشی، کیتو و هیجیتا از "ژاپن" و نوربو از "نپال"

9 می 1956

9

نانگاپاربات

پاکستان

8126

هرمن باهل از "اتریش"

3 جولای 1953

10

آناپورنا

نپال

8091

هرزاگ و لاچنال از "فرانسه"

3 ژوئن 1950

11

گاشربروم یک

پاکستان/چین

8080

شووینگ و کافمن

4 جولای 1958

12

برودپیک

پاکستان/چین

8047

اشماک، وینتراستلر، دیمبرگر و باهل از "اتریش"

9 ژوئن 1957

13

گاشربروم دو

پاکستان/چین

8035

موراوک، لارچ و ویلنپارت از اتریش

7 جولای 1956

14

شیشا پانگما

تبت

8013

سو چینگ و یک تیم 9 نفره ی چینی

2 می 1964

* در سال 1995 ارتفاع قله ی اورست 8848 متر منظور شده بود و در نوامبر 1999 تجدید نظر گردید و 8850 متر اعلام شد.

 

مترجم : عرفان فکری

 

نویسنده ی بخش اول: Alex Ion

گردآورنده ی بخش دوم: موسسه ی Pearson Education

 

منابع:

 http://www.infoplease.com/ipa/A0777280.html

http://www.greenpacks.org/2008/09/30/worlds-14-highest-mountain-peaks-in-the-world/

گزارش برنامه درفک

" به نام خداوند بلندی ها "

فصل اول: مقدمه

 نوشتن اولین گزارش برنامه

 من همیشه دوست داشتم گزارش برنامه بنویسم ولی چند بار که خواستم شروع کنم، اونقدر جامع و کامل تو ذهنم می آوردمش که از نوشتنش منصرف می شدم و (بقیه را در ادامه مطلب بخوانید)

فکر می کردم باید خیلی عالی نوشته بشه و همین فکر مجال نوشتن رو ازم میگرفت. بالاخره امروز تصمیم گرفتم نوشتن اولین گزارش برناممو با همه نواقصش شروع کنم و همین برام خیلی ارزشمنده. مخصوصا اینکه این اتفاق با دو اتفاق دیگه یعنی اولین سرپرستی من در باشگاه دماوند(البته دوستانه و غیر رسمی) و ایجاد و شروع بکار وبلاگ شخصیم  مقارن شده.

 انتخاب قله درفک برای برنامه

 از حدود 2 ماه پیش که در حال اجرای برنامه های آزمایشی باشگاه دماوند بودم و میدونستم یه استراحت یکی دو ماهه پیش رو داریم تا برنامه های زمستونی شروع بشه، به این فکر افتادم که یه برنامه دوستانه با بچه های آزمایشی بریم که هم خستگیمون در بره و هم  خارج از برنامه های باشگاه بیشتر همدیگرو بشناسیم تا بتونیم در آینده صعودهای موفق بیشتری در کنار هم داشته باشیم. ضمن اینکه دوست داشتم این برنامه دارای جذابیت هم باشه. جاهای مختلفی رو در نظر داشتم ولی بهترین گزینه ای که تو ذهنم اومد که هم در بر دارنده زیبایی های طبیعی باشه و هم برای بچه ها تکراری نباشه و هم کوهنوردی نسبتا سنگین داشته باشه، قله درفک بود. چرا که این برنامه تلفیقی بود از جنگل نوردی و کوه پیمایی و بازدید از (به قولی) بزرگترین کاسه آتشفشانی جهان!؟ (طبق فرمایش جناب آقای افشین یوسفی اصلا این کاسه،  آتشفشانی نیست و در ضمن بزرگترین هم نیست و این لقب از روی بی اطلاعی به این قله داده شده )(به طول 1500 و عرض 1000 و عمق 400 متر)، غار یخی و دریاچه های داخل کاسه ی  قله (3دریاچه).

 

فصل دوم: جزئیات صعود( گزارش برنامه)

 مسیرهای صعود به قله

 1- روستای شیرکوه --> لارنه --> جیرونی --> قله درفک

2- روستای شاه شهیدان --> ونه بن --> اربناب --> قله درفک

3- روستای راجعون --> جیرونی --> قله درفک

بهترین فصول صعود قله درفک

 اواسط بهار و اوایل پاییز

 وجه تسمیه قله درفک

 در زمینه نام گذاری قله درفک دو نظر وجود داره:

1- درفک از دالفک گرفته شده که " دال " به معنای عقاب ( پرنده شکاری ) و" فک " به معنای لانه ( آشیانه)، پس درفک یعنی آشیانه عقاب

2- نام درفک از ایل "دروک" که قبلا از گیلان به این منطقه می‏آمدند، گرفته شده است.

 روز پیش از شروع برنامه (سه شنبه 31/6/88)

 وضعیت هوا

 خانم سارا عبدالمحمدی از اعضای آزمایشی که قصد حضور در برنامه رو داشتن ولی به دلیل پیچ خوردگی پاشون نمیتونستن بیان، اعلام آمادگی کردن که تو کارهای قبل از برنامه کمک کنن و چون من مشغول ترتیب دادن مقدمات سفر بودم، از ایشون خواستم که وضعیت آب و هوا رو در تاریخ برنامه چک کنن و با لطف ایشون و یکی دیگه از اعضای آزمایشی خانم مسیحه رجبی یک گزارش کامل (سرعت و جهت باد، دما در شب و روز و ... )پرینت شده برام آوردن که خیلی مفصل و دقیق بود(از این دو بزرگوار صمیمانه تشکر می کنم).

 هوای روز پنجشنبه کاملا بارانی و هوای روز جمعه صاف تا نیمه ابری پیش بینی شده بود.

  اعضای گروه( آقایان و خانمها )

1-     محمد اسلامیان(مهمان از تهران)

2-     سیاوش امیراحمدیان

3-     سحر آزاد

4-     احسان بای(مهمان از تهران)

5-     تارا تاریوردی

6-     ایمان تجریشی

7-     محمد تجریشی(مهمان از تهران)

8-     تینا خیاطیان

9-     تارا رزاق منش(مهمان ازفومن)

10- مصطفی صادقی

11- عرفان فکری(سرپرست)

12- نسرین قاسم نژاد

13- اکبر کشاورز

14- فرامرز گودرزی

15- کامران مجیدی

 جلسه توجیهی با اعضای گروه

 پس از اتمام کلاس کمکهای اولیه که در محل باشگاه دماوند برگزار شد، جلسه توجیهی کوچیکی با اعضای گروه ترتیب دادم و کلیه تجهیزات لازم رو نوشتم و شرایط آب و هوا رو براشون توضیح دادم . 4 تخته چادر چهارنفره ای که با مساعدت جناب آقای صبور(مدیرعامل باشگاه) و آقای وحید طهوی (مسئول انبار) گرفته بودیم به 4 نفر از اعضای گروه تحویل دادم.(ازمحبتی که جناب آقای صبوربه ما داشتن و همراهی جناب آقای بیرجندی در فراهم آوردن مقدمات برنامه و همچنین جناب آقای طهوری خیلی ممنونم)

 روز اول (چهارشنبه 1/7/88)

 حرکت از تهران

 قرار ما بعدازظهر چهارشنبه، ترمینال غرب(آزادی)، جلوی تعاونی شماره 7 بود و اکثر بچه ها به موقع رسیدن. من بلیطهای اتوبوس رو تلفنی رزرو کرده بودم و با توجه به این به راحتی سوار اتوبوس شدیم و به سمت رودبار حرکت کردیم.

 استقرار در رودبار و ماجرای به یاد ماندنی

 با هماهنگی ای که از طریق جناب آقای نجاتی رییس هیئت کوهنوردی رودبار با تربیت بدنی رودبار انجام شده بود تونستیم سالن ورزشی شهدای رودبار را برای اقامت شب اول در اختیار داشته باشیم.(جا داره از همکاری صمیمانه و محبت آمیز جناب آقای نجاتی از طرف خودم و گروه، کمال تشکرروداشته باشم ).

شب که به رودبار رسیدیم و با استقبال گرم جناب آقای قلی زاده مسئول سالن تربیت بدنی رودبار مواجه شدیم (ایشون خیلی به ما لطف داشتن که اومده بودن سرخیابون، پای اتوبوس، که ما رو تا سالن راهنمایی کنن ). دو اتاق بزرگ که هر کدوم سرویس بهداشتی هم داشتن به ما داده شد یکی برای خانمها و یکی برای آقایون.

توی اکثر برنامه های کوهنوردی به دلیل کمبود وقت و نبود امکانات پس از رسیدن به محل شروع صعود، صرفا کارهای مربوط به کوه انجام میشه، مثل چادر زدن و تهیه غذا و چیدن کوله و کارهای مربوط به صعود ولی یکی از قشنگی های این برنامه این بود که همون شب اول با لطفی که آقای قلی زاده به ما داشتن اون فضای معمول همیشگی، توام شد با یک برنامه به یاد ماندنی. به این ترتیب که با توجه به فرصت مناسبی که داشتیم توپ فوتبال رو برداشتیم و راهی سالن شدیم و بعد از مدت کوتاهی تور والیبال رو نصب کردیم و دو-سه  دست والیبال اساسی بازی کردیم(به یاد دوران دبیرستان و دانشگاه) بعدش هم تور رو جمع کردیم و اقدام به بازی دسته جمعی " وسطی " کردیم که خیلی لذت بخش و خاطره انگیز شد. بعد از اون هم با خرید زیتون پرورده سفارشی (با راهنمایی آقای قلی زاده)، شام رو خوردیم و خوابیدیم.

 

اکبر در حال فرود بدون حمایت و طناب! (تربیت بدنی رودبار)

(توضیح: مرحوم اکبر کشاورز و 7 تن دیگر از دوستانم در حادثه سقوط بهمن دیزین زمستان 88 جان خود را از دست دادن! روح همشون شاد... )

صرف شام (تربیت بدنی رودبار) 

 روز دوم (پنجشنبه 2/7/88)

 به سمت روستای شیرکوه و پذیرایی قطرات باران از گروه

 پس از بیدار شدن و جمع کردن کو له ها با چهار عدد ماشین سواری رودبار رو به مقصد روستای شیر کوه ترک کردیم. در مسیر رودبار تا شیرکوه باید جاده تهران-رشت رو از رودبار تا رستم آباد ادامه بدیم و بعد از رسیدن به رستم آباد جاده سمت راست که از جاده اصلی منشعب میشه مارو به سمت توتکابن میبره. با عبور از توتکابن، اولین فرعی که از سمت چپ جاده منشعب میشه و در ابتداش تابلوی سبز رنگ نسبتا کوچیکی نصب شده (که روش نوشته به سمت قله درفک)، مارو به روستای شیرکوه میبره. جاده در شیرکوه بن بست میشه. ماشینها تا اواخر روستا میان و جلوی مسجد شیرکوه از ماشین پیاده میشیم.

درفک مسیرهای صعود مختلفی داره. مسیر شیرکوه طولانی با شیب کمتر و مسیر راجعون کوتاه و با شیب بیشتره. چون مسیر شیرکوه طولانی تره و اکثر کوهنوردها از مسیر راجعون یا شاه شهیدان برای صعود استفاده میکنن، مسیر شیرکوه بکرتر و زیباتر مونده. به همین دلیل من شیرکوه رو برای صعود انتخاب کردم تا لذت بیشتری از طبیعت ببریم.

به لطف آقای نجاتی، آقای عین ا... جوانی به عنوان راهنما و عمو کاظم همراه ایشون، به ما معرفی شده بودند. طی تماس تلفنی که با آقای جوانی داشتم، قرار شده بود که جلوی مسجد شیرکوه همدیگرو ببینیم. ضمنا برای حمل بار به ازای هر 5 تا 6 نفر یک قاطر در نظر گرفته شده بود.11 نفر از گروه مایل بودن که بارشونو قاطر حمل کنه و به ازای هر قاطر 125 هزارتومن قیمت توافقی ما با راهنما و همراهش بود. راهنماها رسیدن و پس از بار زدن قاطرها آماده حرکت شدیم.

پیش از شروع حرکت، اولین قطره های بارون شروع به باریدن کرد تا بچه ها از همین ابتدا پانچو و بارونیهاشونو بپوشن.

مسجد شیرکوه (مبدا صعود)

 گِل نوردی و خیس شدن به معنای واقعی

 همونطور که پیش بینی شده بود، بارون، همراهی خیلی زیادی با ما داشت، جوری که از ابتدای حرکت تا شب موقع کمپ زدن، ول کن ما نبود. هرچی مسیرو ادامه میدادیم به خاطر بارش بارون، مسیر گل بیشتری داشت و به همون نسبت لغزنده تر و لیزتر میشد. این موضوع مخصوصا توی شیب های تندتر، خیلی سرعت گروه رو پایین می آورد. به خاطر تداوم بارون، آروم آروم بارونی و پانچوهای بچه ها هم آب رو از خودش رد می کرد و همین باعث شد که همه لباسهای بچه ها خیس بشه.

ابتدای مسیر

گل نوردی یعنی این...!!!

 رسیدن به لارنه و استراحت و صرف نهار در شرایط سخت

 پس از رسیدن به لارنه و با توجه به ادامه بارندگی، مجبور شدیم یه مسیر انحرافی رو بریم تا برای صرف نهار و استراحت، زیر یک سرپناه باشیم. یه کلبه جنگلی متروک که با اینکه کثیف به نظر میومد ولی ظاهرا چاره ای برای ما نمونده بود. با همون لباسهای خیس و گلی هر کس مشغول گرم کردن و خوردن نهارش شده بود.همچنین سرمای ناشی از خیس بودن لباسها شرایط سختی رو برای بچه ها ایجاد کرده بود. آقای جوانی با تلاش زیاد برای بچه ها آتیش روشن کرد و همه از این فرصت استفاده کردن و بارونی و لباسشونو خشک کردن و نسبتا گرم شدن. با استراحت و تجدید قوایی که کردیم مسیر رو به سمت جیرونی ادامه دادیم.

لارنه

محل استراحت و صرف نهار (بالای لارنه)

 جیرونی و استقبال پرشور سگهای گله

 هر کس درفک رفته باشه یه جورایی با سگهای اون منطقه که توی مهمون نوازی (پارس کردن های وحشیانه و حرکات نمایشی رعب انگیز!) مشهورن، آشنایی پیدا کرده. راه مواجه با این سگها که اکثرا سگهای گله هستن، اینه که اولا گروه از هم جدا نباشه و ثانیا همه بدون اینکه بترسن و یا عکس العمل نشون بدن، به آرامی به راهشون ادامه بدن. من هم با تجربه ای که از دفعه ی قبل داشتم به همه ی بچه ها ماجرا رو گفتم و ازشون خواستم از هم فاصله نگیرن و عکس العملی هم نشون ندن و به این ترتیب پروژه عبور از قلمرو سگهای جیرونی با موفقیت به پایان رسید.

 یکی از میزبانان میهمان نواز ما!!!

 

استقرار و برپایی چادر با روشی نوین

 با توجه به خستگی اکثر بچه ها و اینکه همگی به طور وصف ناپذیری خیس شده بودن، به محض رسیدن به محل کمپ، با وجود بارش شدید بارون در مدت کوتاهی همه ی چادرها برپا شد. و اما روشی که توسط برخی بچه ها (که چادرشون شخصی بود) اجرا شد، کاملا نو و بی نظیر بود. به این ترتیب که پس از برپایی چادر با کفشهای گِلی مبارکشون که بیشتر شبیه تندیس های گلی بود وارد چادرهاشون شدن و این روش رو به نام خودشون ثبت کردن. بقیه بچه ها هم مجبور بودن با لباسهای گلی و خیس وارد چادشون بشن که این گریزناپذیر بود.

پاییز هزار رنگ...

 خشکشویی و اطو کردن لباسها در دل کوه و جنگل

 پس از اینکه بچه ها رفتن توی چادرهاشون من به کمک اکبر، کامران و احسان با آقای جوانی همراه شدیم و رفتیم چوب جمع کردیم برای برپایی آتیش. توی شرایط بارندگی شدید، روشن کردن آتیش اون هم با چوبهای خیس شده نیاز به تبحر خاصی داره که آقای جوانی از اون برخوردار بود و پس از نیم ساعت تلاش تخصصی این امر محقق شد. منم به بچه ها اطلاع دادم که برای گرم شدن و خشک کردن لباسهاشون بیان پای آتیش. بچه ها هم که لباساشونو به طور اجباری داده بودن خشکشویی (بارون ناخواسته لباساشونو کاملا شسته بود!)، بعد ازمدتی صحنه های جالبی رو به وجود آوردن. یه سری از بچه ها با آویزون کردن لباساشون به چوب و پهن کردن اونا روی سنگهای اطراف آتیش اقدام به خشک کردن و به عبارتی اطو کردن لباساشون کردن.

جیرونی(محل کمپ) و حکایت خشک کردن وسایل روی صخره و آتیش!

اینم یه جوجه تیغی!

همون جوجه تیغی با فرامرز!!!

 روز سوم (پنجشنبه 3/7/88)

 داستان تشکیل تیم صعود به قله

 عده ای از اعضای گروه از همون شب گذشته اعلام کردن که فردا ترجیح میدن قله نیان. از اونجاییکه هدف از این برنامه لذت بردن از طبیعت در کنار همدیگه بود و نه صعود همه ی اعضا به قله، تصمیم گرفته شد که برای صعود به قله یه تیم تشکیل بشه و این تیم با سرعت بیشتری بره قله و برگرده. به این ترتیب یه تیم شش نفره تشکیل شد و به همراه راهنما(آقای جوانی) صبح به سمت قله حرکت کردیم.

 پیش به سوی قله

 با یک استارت سرعتی حدود بیست دقیقه با سرعت زیاد حرکت کردیم و بدنمون حسابی گرم شد. کل مسیر صعود تقریبا در جهت شمال شرقی امتداد پیدا میکنه. با این توصیف ، ما از جیرونی تا قله می بایست از دو تا دره ی پی در پی عبور می کردیم. بعد ازپشت سر گذاشتن یه شیب تند به پهن دژ(محلی ها میگن پَنِش) رسیدیم که یه محوطه کاسه مانند به ابعاد تقریبی یه زمین فوتباله که یه کلبه سنگی مخروبه هم توش به چشم میخوره. پس از اون به دره ی اولی رسیدیم و اونجا یه صبحونه مختصر خوردیم. هنگام عبور از دره اول که مسیر جهت شمال شرق رو داره، سمت چپتون یعنی در جهت شمال یه تنگه وجود داره با دیواره سنگی نسبتا بلند به نام "میان دو کول". بالاخره با عبور از دره و صعود یال شرقی دره، وارد دره دوم شدیم و با تراوس به سمت شرق به لبه جنوبی کاسه ی قله رسیدیم.

پهن دژ

 زیباییهای منحصر به فرد کاسه ی قله درفک

 وقتی از لبه جنوبی کاسه به سمت کاسه ی قله سرازیر میشی اولین چیزی که خودنمایی میکنه سه دریاچه ی کوچیک وسط کاسه ی قله است. بعد از اونا چشمت میخوره به یه سری خونه سنگی که شیروونی خونه ها با چوبهای ورقه ای و پوست درختای جنگلی پوشیده شده و قدمتی تقریبا چهل-پنجاه ساله داره. این خونه ها در واقع ییلاق محلی ها و چوپانهای مناطق اطرافه. به نظر من جالب توجه ترین قسمت کاسه، غار یخی (یخچال) واقع در جناح جنوبی کاسه است. یه دیواره نسبتا بلند که با "گل سنگ" سبزپوش شده و در پایین دیواره دهانه ی ورودی غار قرار داره. دهانه ی غار با شیب زیادی به سمت پایین امتداد داره و با وجود یخ و برف زیاد، ورود به غار بدون تجهیزاتی مثل کلنگ و یخ شکن، کار عاقلانه ای به نظر نمیاد. پس از اون با تنها چوپانی که هنوز اونجا رو به مقصد قشلاق ترک نکرده بود، یه عکس یادگاری گرفتیم و از اونجا راهی نوک قله شدیم. نوک قله درفک که تقریبا جنوب شرقی کاسه قرار داره یه تابلوی یادبود از یه زوج کوهنورد نصب شده که جونشونو اینجا از دست دادن(یخ زدگی در فصل زمستان). با اعضای تیم یه عکس گرفتیم و به سمت پایین حرکت کردیم.

کاسه قله درفک (۳ دریاچه ی داخل کاسه)

دیواره بالایی غار یخی(یخچال)

دهانه ی غار

خانه های سنگی و تنها چوپان حاضر روی قله

نمای جنوبی لبه کاسه ی قله

 بر فراز قله ی درفک...

"کاپشن گورتکس سنتی" ویژه ی چوپانها و چیدن زرشک کوهی

 تو راه برگشت، نرسیده به پهن دژ با یه گله بزرگ گوسفند مواجه شدیم که یه پیرمرد خوشرو چوپانش بود. یه تن پوش عبا مانند به تن داشت که از جنس نمد کوبیده شده بود و به همین دلیل کاملا ضد آب بود و وسیله بسیار خوبی برای محفوظ ماندن چوپانها از باران و سرمای کوهستانه. با خداحافظی از چوپان به بوته های زرشک مختلفی رسیدیم که اکثرا زرشک هاشون رسیده بود و ضمن اینکه یه دل سیر زرشک خوردیم، مقداری هم چیدیم و با خودمون پایین آوردیم.

اون موقع که فرنگی ها نمیدونستن کوه چیه اجداد ما گورتکس رو ساختن داداش...!!!!

جاتون خالی یه دل سیر زرشک ترش و تازه خوردیم...

 آشپزان حرفه ای و نهار فراموش نشدنی

 با هماهنگی که با بچه ها کرده بودیم، قرار شده بود که درست کردن نهار قبل از اینکه ما برسیم پایین انجام بشه. با وجود دو تا آشپز حرفه ای یعنی آقایان سیاوش امیراحمدیان ومحمد تجریشی، برنج و جوجه کبابی که همراهمون آورده بودیم با آتیش هیزم و زغال به طرز بسیار ماهرانه ای طبخ شد و یکی از لذیذترین غذاهایی که تو کوه خورده بودم رو تجربه کردم(با تشکر زاین دو دوست عزیز). پس از نهار بلافاصله وسایلو جمع کردیم و به طرف شیرکوه حرکت کردیم.

وای چه جوجه کبابی شده بود...! خیلی چسبید!

 مساله ای به "نام بازگشت به تهران"

 پس از پیمایش جنگل و سُر خوردن روی گِل های به جا مانده از بارون دیروز و با تاریکی هوا بالاخره به شیرکوه رسیدیم و با ماشین های سواری به رستم آباد رفتیم. اینجا بود که با مساله بازگشت به تهران روبرو شدیم. حدود 2:30 ساعت معطل شدیم که این معطلی با وجود خستگی ناشی از برنامه خیلی آزاردهنده بود. دلیل این معطلی این بود که رستم آباد ترمینالی برای اتوبوس نداشت و امکان رزرو بلیط از رشت هم عملا نبود چرا که زمان دقیق بازگشت از یک برنامه دوروزه قابل پیش بینی نبود. در نتیجه مجبور بودیم که همان کنار جاده منتظر اتوبوسهای توراهی بمونیم. بالاخره 4 نفر از بچه ها با ماشین سواری و بقیه با یه اتوبوس توراهی به سمت تهران حرکت کردیم.

تشکر ویژه از تمام اعضای گروه

 بچه های گروه واقعا بچه های پایه ای بودن و گرنه اصلا امکان اجرای برنامه وجود نداشت. هیچ کس غر نمی زد و با وجود تمام مشکلات از قبیل پیاده روی طولانی، سرما، باران شدید، گل، معطلی برای اتوبوس و بقیه نواقص برنامه همگی سعی می کردن در کنار هم خوش باشن. در پایان من از همه ی اعضای گروه به خاطر تحمل همه ی مسایل و همراهی خوبشون، صمیمانه تشکر می کنم.

 

فصل سوم: جداول

 

جدول اطلاعات روستای شیرکوه (مبدا صعود) 

روستای شیرکوه

یه روستای سرسبز که یکی از راههای اصلی صعود به قله درفک محسوب میشه.این روستا در استان گیلان، شهرستان رودبار، بخش رحمت آباد واقع شده .

 

جمعیت شیرکوه

جمعیت شیرکوه وتعداد خانوار آن از دودسته تشکیل شده، دسته اول ساکنان اصلی شیرکوه هستن که در تمام فصول در شیرکوه زندگی میکنند که 880نفر هستن در قالب 187خانوار و دسته دوم ساکنان فصلی شیرکوه هستن که بیشتر در فصل تابستان و ایام تعطیلات در شیرکوه زندگی میکنن که جمعیت اونها هم تقریبا 700نفر درقالب 150خانوار هستن.

 

خانواده های شیرکوه

سفیدی- خانی- قدیمی- اقاجانی-  یوسفی- رستمی- افرند- برید- حاتمی-لاجوردی-نظری-غلامی-افتخاری-میرزایی-رمضانی-پورمیرزایی- رضایی- جعفری-حسنی-جوانی-شهریور-کریمی-علیزاده-حسن زاده-شعبانی-خدادادی-گلی-رجبی-صمدزاده-کجعلی-اسدزاده-کریم نژاد- پیروز-گلپور-بابایی-فلاح-اسماعیلی-صفری-محمودی-هویدا-معصومی-چراغی-رشیدی-بسیا-سپرده-پاشایی-بلالک –قاسمی – باقری – فرجی- شاه محمدی – حسین پور -ابراهیمی-سیاح- امینی -سمیعی نیا- برهانی-فرد- محمدپور-شهبازی -ایزد یار -پشته دار - یکتا- پوباش -جمالی -شریفی

 

شغل اصلی مردم شیرکوه

شغل اصلی مردم شیرکوه کشاورزی و دامداریه وعمده محصولات این روستا برنج و گندمه.

زبان اصلی مردم شیرکوه

زبان مردم شیرکوه مثل نقاط دیگه ی رودبار، زبان دیلمی قدیمه که این زبان علاوه برشهرستان رودبار زیتون در رودبار الموت و شهسوار هم استفاده میشه.

 

روستاهای اطراف شیرکوه

 

دیورش – خرشک - اسطلخ جان (سلچان) -  پنجه خاله – سندس – توتکابن – نصفی – خاسکول - بره بجار – دیورود – پشتهان – راجعون -  دفراز - چهل کاسر

 

محله های شیرکوه

 

جور محله - جیر محله – بجار گاه - چشمه کش - گیتو کله – اوسیباغ – هبیل - سنگ سوراخ – سل - کرکه بره - اربو کش – بوران - قبرستان کوله - دوکوچو

 

زمین های اطراف شیرکوه

سه خاله ماضی - زربین سر- یکه دار- پشته - خانه بنه - الوچاله - گلچال - دامن زمیان- گرچه گوری - کولنگه - ماضیو لنگه – دوکشان - بلند زمین - وادولو - کولومرز- اسچال- گاچگاه

 

جدول شماره های تماس مورد نیاز این برنامه 

تعاونی شماره 7 ترمینال غرب تهران(آزادی)

آقای آخوند زاده

44660091-021

مسئول هیئت کوهنوردی رودبار

آقای نجاتی

09111366187

مسئول سالن تربیت بدنی شهدای رودبار

آقای قلی زاده

09118253463

راهنمای محلی اهل شیرکوه و هماهنگی حمل بارها با قاطر

آقای عین الله جوانی

09113474644

 

 

 

 

 ((جدول مختصات جی پی اس)) 

نام منطقه

مختصات

روستای شیرکوه

طول‏جغرافیایی ۴۹درجه ۲۴دقیقه و ۳۰ ثانیه و عرض ۳۸درجه و ۴۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه

لارنه

N36  53.349        E49  37.080

جیرونی

N36  53.671        E49  39.424

قله درفک

N36  53.432        E49  41.950

 

 

(( جدول ارتفاع نقاط )) 

مسجد شیرکوه (مبدا صعود)

430

لارنه

1189

جیرونی

1922

قله درفک

2729

 

(( جدول مدت زمان ها )) 

تهران --> رودبار

5 ساعت

رودبار --> شیرکوه

15 دقیقه

شیرکوه --> لارنه

4 ساعت(بستگی به شرایط هوا و گروه متغیره)

لارنه --> جیرونی

4ساعت

جیرونی --> قله

3ساعت

قله --> جیرونی

1.5ساعت

جیرونی --> شیرکوه

5.5ساعت

شیر کوه--> رستم آباد

10دقیقه

رستم آباد-->تهران

5 ساعت

 

(( جدول زمان بندی ))

حرکت از تهران

4:30

رسیدن به رودبار

9:30

حرکت از رودبار

7:00

رسیدن به شیرکوه

7:15

حرکت از شیرکوه

8:15

رسیدن به لارنه و نهار و استراحت

14:15

حرکت از لارنه

15:30

رسیدن به جیرونی و برقراری کمپ

19:30

حرکت از جیرونی به سمت قله

7:00

رسیدن به غاریخی قله

9:30

رسیدن به قله

10:15

بازگشت از قله

10:30

رسیدن به جیرونی و صرف نهار

12:30

حرکت از جیرونی

15:00

رسیدن به شیرکوه

20:30

حرکت از شیرکوه به رستم آباد

21:45

رسیدن به رستم آباد

22:00

حرکت از رستم آباد

0:30

رسیدن به تهران

5:30

(( جدول اطلاعات تکمیلی و پیشنهادات )) 

1

کل مسیر رفت و برگشت از شیرکوه تا قله و بالعکس" 54 کیلومتر" بود.

2

تا ارتفاع 2000 متری پوشش کاملا جنگلی بود و کم کم تا ارتفاع 2200 متری این  پوشش کاملا از بین می ره.

3

اگر گروه بزرگی هستین بهتره با یک مینی بوس دربست به منطقه برین، به این ترتیب هم راحت تر هستین هم برای برگشت به دردسر نمی افتین.

4

لباس اضافی از واجبات این برنامه هستش.

5

یه مشکلی که ما با راهنماها داشتیم سرعت زیاد اونا و سرعت معمولی گروه بود و دلیلشون هم این بود که قاطرها با بارسنگین زیاد نمیتونن وایسن. پیشنهادم اینه که یه راهنمای مجزای با حوصله، به جز قاطرچی همراه گروه بالا بیاد.

6

یکی از وسایل کاربردی توی برنامه ما که خیلی به دردمون خورد، بی سیم بود.با توجه به جنگلی بودن مسیر و احتمال زیاد مه گرفتگی و بارندگی، اگه میتونین حتما همراهتون باشه.

7

از توانایی جسمی همه ی افراد گروه مطمئن بشین چون با توجه به طول مسیر، ممکنه به خاطر یکی دو نفر، توی زمان بندی برنامه ی گروه به مشکل بخورین.

8

تقریبا اکثر مسیر، موبایل آنتن میده.

9

با توجه به زیبایی مسیر اگه دوربین خوب همراهتون باشه، میتونین مناظر بی بدیلی رو شکار کنین.

هفت شهر عشق را عطار گشت

ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

                                                                                                   همیشه در اوج باشید

                                                                                                        عرفان فکری

 

بلندترین قله صعود نشده ی جهان

بلندترین قله صعود نشده ی جهان "Gangkhar Puensum"(گنگخار پونسوم)

ارتفاع: 7570 متر

مکان: مرز کشور بوتان و تبت، آسیای مرکزی

اولین صعود: تا کنون صعود نشده، اما تا قبل از اینکه در سال 1994، صعودش ممنوع شود، چهار تلاش روی آن صورت گرفته است.

"Gangkhar Puensum" بلندترین کوه کشور بوتان و چهلمین قله بلند جهان و همچنین بلندترین قله صعود نشده ی جهان می باشد. نقاط صعود نشده ی بلندتر از این قله در جهان، هیچ یک قله منفرد نیستند و در واقع قلل فرعی می باشند.

"Gangkhar Puensum" به معنی "قله سفید سه برادر روحانی" و در معنای تحت اللفظی "کوهستان سه برادر" است. زبان رسمی کشور بوتان "Dzongkha (زونگخا)" می باشد که ریشه ی آن از اهالی تبت گرفته شده است.

این قله در مرز کشور بوتان و تبت واقع شده است، اما خط مرزی دقیق، مورد اختلاف دو کشور است. نقشه های چینی این قله را در وسط مرز دو کشور قرار داده اند در حالیکه منابع دیگر موقعیت قله را کاملا داخل خاک کشور بوتان ثبت نموده اند. این کوه برای اولین بار در سال 1992 نقشه برداری شد.

در سال 1983 کشور بوتان،  فعالیتهای کوهنوردی در کوههای کشور را مجاز دانست. پیرو این تصمیم، چهار تلاش ناموفق برای صعود این قله در قالب چهار expedition در سالهای 1985 و 1986 صورت گرفت. اما  به دلیل اعتقادات مذهبی و رسوم سنتی مردم بوتان، در سال 1994، صعود قلل بالای 6000 متر در این کشور ممنوع گردید. متعاقب آن در سال 2004 کلیه فعالیتهای کوهنوردی در این کشور ممنوع و غیر مجاز اعلام شد و به همین دلیل این قله تا کنون صعود نشده باقیمانده است.

در سال 1998، یک تیم ژاپنی بواسطه ی انجمن کوهنوردی چین، موفق به اخذ مجوز صعود قله ی (Gangkhar Puensum)گنگخار پونسوم ازجبهه ی شمالی یعنی جبهه تبت گردید، اما به دلیل اختلاف مرزی بوتان و تبت، این مجوز لغو شد. در نهایت در سال 1999 این تیم قله شمالی گنگخار پونسوم به نام Liankang Kangri(لاینکنگ کنگری) را صعود نمود. قله Liankang Kangri با ارتفاع 7441 متر یکی از قلل فرعی Gangkhar Puensum واقع در تبت است که پیش از این صعود نشده بود.

تیم ژاپنی صعود کننده به قله ی Liankang Kangri، قله ی Gangkhar Puensum را از روی قله ی Liankang Kangri چنین توصیف می کند:

" در مقابل ما، Gangkhar Puensum  با شکوه و عظمت، همچنان بلندترین قله صعود نشده ی جهان باقی می ماند. ولی اکنون این کوهستان که به دلیل موانع سیاسی و مشکل مرزی "کوهستان ممنوعه" می باشد،  معصومانه می درخشد. جبهه شرقی این قله یخچالی است که با شیب زیادی به طرف پایین کشیده شده است. مسیری که برای صعود از قله ی Liankang Kangri به  Gangkhar Puensum مناسب به نظر می رسد، خط الراسی مشکل و تیغه ای است با برف و یخ ناپایدار ممتد که در ادامه به برجهای سوزنی که دور قله اصلی را فرا گرفته اند، منتهی می شود. اگر مشکل مرزی حل می شد، تیم ما می توانست برای خط الراس برنامه ریزی کند. "

مترجم: عرفان فکری

منبع: http://climbing.about.com/od/mountainclimbing/a/GangkharPuensu.htm 

 

نویسنده:  Stewart Green